نگارۀ پیش روی شما نکاتی است که میتواند در این زمینه مفید باشد:
چیزهای کوچیک را فراموش کنید:
وقتی دارید اولویت بندی می کنید، هرگز تسلیم این وسوسه نشید که “بذار اول چیزای کوچیک را حل کنم بعد میرم سراغ چیزای مهم.” هیچ وقت از اولویت های کوچیک شروع نکنید تا این که کم کم به کارهای مهم و اصلی برسید. به خودتون اجازه ندید که گرفتار فعالیت های کم اهمیت بشید. اصل را فدای فرع نکنید. همون طور که ونگوگ گفته: “چیزهایی که بیشتر اهمیت دارند، نباید دستخوش (وابسته به) چیزهایی که کمتر اهمیت دارند بشوند.”
تمایل ذاتی بشر اینه که از قانون مقاومت و سختی کمتر پیروی کنه. در مدیریت زمان و کارهای شخصی، یعنی این که ما یک گرایش ذاتی به شروع کردن وظایف کوچک داریم، فکر می کنیم که همین که گرم شدیم، می تونیم بریم سراغ کارهای بزرگتر و بهره وری خودمون را افزایش بدیم.
این اون چیزیه که من فهمیدم. وقتی که شما با وظایف کوچیک شروع می کنید، این وظایف مثل خرگوش ها در فصل بهار شروع می کنند به زیاد شدن. وقتی شما شروع می کنید به انجام دادن وظایف کوچیک، به سمت وظایف کوچک بیشتری جذب می شوید که روش کار کنید و در نهایت شما هیچ بهره وری ای افزایش نداده اید. هرچه بیشتر و سخت تر کار می کنید، وظایف بیشتری به وجود می آیند. در آخر روز، از پا در می آیید درحالی که هیچ کار ارزشمندی انجام نداده اید. پس با مهمترین کارتون شروع کنید. خرگوشها فقط شما را به رنبال خود میکشند و در نهایت هیچ دستاورد بزرگی نخواهید داشت!
حالا ۵سوال کلیدی برای تنظیم کردن اولویت ها وجود داره:
این ها سوالاتی هستند که شما می تونید بطور مدوام از خودتان بپرسید تا مطمئن بشید که دارید براساس اولویت های اصلی خودتون کار می کنید و به بیشترین حد توانتون دست پیدا کنید.
۱- من دارم از چه کاری پول در میارم؟ (یا برای انجام دادن چه کاری حقوق می گیرم؟)
از خودتون بپرسید که آیا واقعاً این کاری که الآن دارم انجام می دهم مهمترین کاریه که بخاطرش استخدام شدم؟ (یا مهم ترین کاریه که برای رسیدن به هدفم می تونم انجام بدم؟)
اگه رئیستون نشسته بود و شما را نگاه می کرد، چه کار متفاوتی نسبت به این کاری که در حال حاضر دارید انجام می دادید، انجام می دادید؟
برای این کار یک تمرین وجود داره. لیستی از تمام چیزایی که فکر می کنید بخاطرش استخدام شدید تا انجام بدید تهیه کنید و ببریدش پیش رئیستون. از رئیستون بخواهید که این لیست کارها را بر اساس اولویت برای شما مرتب کنه. ازش بخواهید که بگه چه کاری مهم ترین و چه کاری کم اهمیت ترین است. از این لحظه به بعد به طور مصمم و با اراده روی آن وظایفی که رئیستون مهمتر می دونه کار کنید.
۲- با ارزش ترین کارهایی که من می کنم چه کارهایی هستند؟
یادتون باشه که فقط ۳مورد هست که شما انجام میدید و به عنوان باارزش ترین کارهای شما بحساب می آیند. کدام فعالیت های شما بیشترین ارزش را برای شرکت شما داره؟ اگه مطمئن نیستید، از افرادی که اطرافتون هستند بپرسید. هرکسی مهمترین کارهایی که بقیه باید انجام بدهند را میدونه.
۳- حد و حدود نتایج اصلی کار من چی هست؟
مخصوص ترین نتایجی که باید بهش برسید تا بتونید بگید کار خودتون را به بهترین شکل ممکن انجام دادید چه چیزایی هستند؟ از بین همه ی نتایج کدامشان مهمتر هستند؟
۴- چه کارهایی را من (و فقط من) می تونم انجام بدم که اگه خوب انجام بشه واقعاً یک تفاوت واقعی ایجاد می کنه؟
اون چه کاری هست که فقط شما می تونید انجامش بدید و اگه در هر ساعتی اونو خوب انجام بدید یک کمک قابل توجهی به کسب و کار شما می کنه؟ این چیزی هست که هیچ کس دیگه ای نمیتونه برای شما انجامش بده. اگه شما انجامش ندید، انجام نخواهد شد. انجام دادن این وظیفه، خوب انجام دادنش و بدون معطلی انجام دادنش می تونه تأثیر مهمی روی خدمتی (کاری) که شما انجام میدید داشته باشه.
۵- باارزش ترین استفاده ای که در حال حاضر میتونم از زمانم بکنم چه استفاده ای هست؟
این سوال کلیدی مدیریت زمان هست. برنامه ریزی برای زمان و مهارت مدیریت در این راستاست که به شما کمک کنه تا در هر لحظه ای از روز، جواب درست این سوال را بگیرید. باارزش ترین استفاده ای که الآن از وقتتون می تونید بکنید چیه؟
موفق باشید
به سوی فردایی بهتر...ما را در سایت به سوی فردایی بهتر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 56